رادینمون یک ساله شد...تولدت مبارک

رادینم، عزیز مامان:
الان که دارم این مطلب رو برات مینویسم ساعت 3 و 5 دقیقه روز نهم آبان سال نود و یکه. 4 ساعت و 25 دقیقه دیگه دقیقا یک ساله میشی.
یک سال از با تو بودن و درکنار تو بودن گذشت.یک سالی که میشه گفت زود گذشت اما پر بود از روزهای شیرین با تو بودن.
تو قدم های کوچولوت رو با یه دنیا عشق به زندگی دو نفره ما گذاشتی و معنای جدیدی به زندگی ما بخشیدی. با تو معنای فداکاری رو یاد گرفتیم.با تو معنای لذت واقعی از لحظه لحظه زندگی رو تجربه کردیم.با تو خندیدیم.از بزرگ شدنت لذت بردیم و می بریم.بیشترین ذوق این روزهای ما حرکتهای جدیدیه که یاد میگیری............بابت اومدنت، ممنونیم.
این روزا دو تا حس متفاوت دارم....خوشحالم که پسرمون یک ساله شده اما نمی دونم چرا همش یه بغض سنگین تو گلومه...شاید به خاطر اینه که تو داری بزرگ میشی و مستقل...دیگه اون وابستگی ها داره تموم میشه...اون نگاه های پر از حرف و خواسته داره جای خودش رو به کلمات میده...احساس میکنم بزرگ شدنت تو رو از ما دور میکنه.....بگذریم..
رادینم...بهترینها رو برات آرزومندم.


رادینمون یک ساله شد...تولدت مبارک
